خرید بک لینک
امروز تا ظهرش با خواهری و خانواده بودم بعد از رفتن خواهری پیاده روی کردمتو حیاط گشتم چشمم خورد به بوته گوجه

برچسب: نویسنده: آوا فرهادی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1402 ساعت: 3:44

عمیقا دلم میخواد یکی شدیدا نازمو بکشه ðx9fx98x91بدجوری اعصابم خورده ...آخه چته دختر یکم به خودت بیاچرا اینجوری رفتار میکنی ðx9f¤x94یه چیز دیگه هم میخوامدلم میخواد یه عالمه استوری چرت و پرتبزارم ðx9fx98x90این غروب جمعه چرا اینجوریهپیاده روی کردم...شکلات تلخ خوردممیخوام بشینم پای کارام پاشیده نمیشمخدایا منو بپاشونðx9fx98x91دلم میخواد یه هنر یاد بگیرمðx9f¥¶ðx9f¥¶ðx9f¥¶ðx9f¥¶ðx9f¥¶ðx9f¥¶ینی اگه شنبه پرونده چرتکه رو بستی کهبستینکردی میکشمت ðx9fx98¡خدایا میشه باز هم کمکم کنی؟ðx9f¤x95برچسب‌ها:

برچسب: نویسنده: آوا فرهادی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1402 ساعت: 3:44

حالم خیلی بده خیلی سرشار از احساسات مبهمم بی دلیل وقت لیزرمو کنسل کردم با آقای ح دعوام شد میدونم جوابمو نمیده مقصر خودمم بعدا میفهمم ولی الان که میدونست تو PMS حداقلش این بود که با دلم راه میومد یکم اومدااا ولی خب دید پرروام و زبونم درازه دیگه جوابمو نداد ولش کن مهم نیستاسترس خیلی شدیدی دارم خیلی زیاد حالم بده جوری که نمیتونم توصیفش کنم کاش زودتر خوب شمðx9fx99x8fخدایا میشه حالمو خوب کنی؟ برچسب‌ها:

برچسب: نویسنده: آوا فرهادی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1402 ساعت: 17:46

بخوام از وضعیت الانم بگم میتونم به این موضوع اشاره کنم که هم اکنونبه حدی تپش قلب دارم که هر آن ممکنه قلبم از قفسه سینه ام بزنه بیرون!دلهرهاسترس فکر و خیال ترسخشمحسادت ناراحتی بغضاحساساتی که الان دارم هر چقدر هم نفس عمیق میکشم اثری نداره...یه ساعت ظهر میخوابم شب ها حالم بد میشه گرسنمه ولی تمایلی به غذا ندارم داشتم فکر میکردم اصلا دیگه به پول هم علاقه ندارم و هیچی خوشحالم نمیکنه کاش الان تو دوره ای بودم که احساس سِر شدگی داشتم!حداقل تکلیفم با خودم مشخص بود خیلی تلاش کردم خودم خودمو خوب کنمولی نشد فکر کنم باید جلسات روانشناسی رو شروع کنم...

برچسب: نویسنده: آوا فرهادی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1402 ساعت: 17:46

خدایا شکرت برای امشبح عزیزم امشب وسط کار دلش برام تنگ شداومد پیشم ...منم از خونه لقمه کره بادوم زمینی بردم ðx9fx99x82یکم گشتیم و اون رفت سرکارðx9f¥ºبا اینکه میگفت دلم نمیاد برمولی از هم دل کندیم و رفتðx9fx92x94امشب ح سرکاره و من گاهی چقدر ازاین کاراش خوشم میاد که یهو اینجوری دلتنگممیشهðx9f¤ªامشب در کنار تمام عاشقانه های قشنگشدر مورد یه خانم ۵۰ ساله صحبت کردیم که صیغهیکی از همکاراش شدهðx9f¤x90برچسب‌ها:

برچسب: نویسنده: آوا فرهادی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 23:49

به بدبختی پیداش کردم بالاخره

برچسب: نویسنده: آوا فرهادی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 23:49

برچسب: نویسنده: آوا فرهادی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 23:49

صفحه بندی